السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / حسينى قمى)

59

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

مذهبى را برعهده داشتند ؛ از جمله : علامه سيدمهدى بحرالعلوم طباطبايى ، علامه سيد على طباطبايى مؤلف رياض المسائل و فرزند او سيد محمد مجاهد ، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى مؤلف العروة الوثقى و سيد محسن طباطبايى حكيم . بروجردى در فضايى از علم و تقوا پرورش يافت . هفت سالش بود كه به مكتب فرستاده شد و قرائت قرآن ، ادبيات و منطق را فرا گرفت . به هيجده سالگى كه رسيد ، براى كسب دانش به اصفهان كه مركز مهم علمى آن دوره بود ، رهسپار شد و در حوزهء درسى استادان بزرگ آن سامان درس آموخت ؛ از جمله : ميرزا ابوالمعالى كلباسى ، سيد محمد باقر درچه‌اى ، ميرزا محمد تقى مدرس ، آخوند ملا محمد كاشانى و جهانگير خان قشقايى . در طى ده سال جايگير شدن در اصفهان و شاگردى كردن و آموختن ، سرانجام در 28 سالگى از سوى سه تن استاد ، اجازهء اجتهاد برايش صادر شد . از آن تاريخ بود كه به تدريس فقه و اصول همت گماشت و جمعى از فضلا در جلسات درس وى حاضر شدند . پس از مدتى كوتاه ، به نجف اشرف رفت و به درس اساطين علم آنجا همچون آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ، شيخ الشريعهء اصفهانى و سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى حضور يافت و چيزى نگذشت كه در حوزهء نجف اشرف و در ميان استادان و طلاب ، آوازه‌اش پيچيد . پس از هشت سال پربار در نجف اشرف به اصرار پدر بزرگوار خود حاج سيد على به شهر و ديار خود بروجرد برگشت و ماندنش سى و شش سال به درازا كشيد و در اين دوران خدمات بسيار ارزنده‌اى كرد كه از جملهء آن : تشكيل كلاس‌هاى درس و جمع‌آورى طلاب فاضل ، تنظيم حاشيه‌اى بر العروة الوثقى اثر مرحوم سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى ، مبارزهء منطقى و جدى عليه فرقه ضالّهء بهايى و ريشه‌كن كردن آنها از آن خطه بود . بروجردى ديدى گسترده نسبت به جهان آن روز خود داشت و پيوسته براى گسترش انديشه‌هاى ناب اماميه كوشش بىدريغ مىكرد و موكداً طلاب را تشويق به آموختن زبان ديگر و ترجمهء آثار انديشمندان خارجى مىنمود و نمايندگان متبحر و مبرزى را براى تبليغ شيعه به كشورهاى مسلمان‌نشين غير شيعى گسيل مىداشت كه از آن جمله اعزام شيخ محمدتقى قمى به مصر و شناساندن درست مذهب شيعه به علماى اهل سنت آن سامان بود و همين امر هم باعث شد تا شيخ محمد شلتوت رييس دانشگاه الازهر مصر ، فتوايى مبنى بر صحت پيروى از مذهب شيعه صادر نمايد و روى همين اصل ، كتاب‌هايى از آثار بنام شيعه در مصر منتشر شد و تأثير بسيارى بر علما و استادان آنجا گذاشت ؛ طورى كه آنان روش معتدل‌ترى را در پيش گرفتند . يكى